دعا و نیایش در عهد جدید
"باسمه تعالی"
" دعا و نیایش در عهد جدید "
خداوندا، مرا برای ایجاد توسعه و استقرار صلح و سلامتی
که منظور توست، وسیله گردان تا هر جا نفرت حکمفرماست،
محبت نمایان سازم هر جاآزردگی و رنجش در میان است،
عفو و بخشش ظاهر کنم. هر جا نفاق وناسازگاری در کار
است، اتفاق و هماهنگی ایجاد نمایم. هر جا اشتباه و نادرستی
وجود دارد، حقیقت و راستی را آشکار سازم. هر جا شک و تردید
رخنه کرده است، ایمان و یقین نشان دهم.
مادر ترزا
چکیده
بررسی عنصر نیایش در عهد جدید در صورتی امکانپذیر است که مخاطب دعا مشخص باشد و این مستلزم درک صحیح مفهوم تثلیث است؛ در این مقاله، این مساًله تا این حد برای ما مفهوم شد که هر سه عنصر تثلیث مورد خطاب دعاها قرار گرفته است. عیسی هم واسطه و شفیع است و هم خدا. انگار که خداوند (پدر)، عیسی (پسر) را به عنوان نمایندۀ هستی خود و با دمیدن روح خدایی در او به زمین می فرستد تا کارهای او را در زمین انجام دهد و این رسالت با رسالت دیگر پیامبران کاملاً متفاوت است یعنی عیسی خداست اما خدایی زمینی و بعد از رستاخیز در اکثر موارد همین خداست که مورد خطاب نیایشهای ایمانداران قرار می گیرد .
مقدمه
دعا دیالوگی است بین خالق و مخلوقش، رابطه ای صمیمانه بین دو نفر که به یکدیگر نزدیک می شوند و همدیگر را دوست می دارند؛ شراکت بین دو قلب، رابطۀ آن گروه از افراد با خدا که او را شناخته اند و در پی شناخت بیشتر او نیز هستند.
در مسیحیت نیز همچون دیگر ادیان، دعا، رابطه ای دو سویه است؛ عبارتست از ملاقات با خداوند، رفتن به حضور او و مشارکت یافتن با او. «در هر دعای حقیقی دو قلب می تپد: یکی قلب ماست که شامل افکاری است کوچک، تاریک و بشری در مورد احتیاجات ما و کاری که خداوند می تواند انجام دهد و دومی قلب بزرگ خداست که دارای هدفی نامحدود و الهی برای برکت دادن به بشر می باشد.» ( تیپیت ،ص35)؛ در واقع دعا که در معنای کلی اش به معنای تلاش انسان برای دستیابی به خداست، دعای حقیقی دعایی است که توسط خود خدا برای ورود ما به حضورش و مشارکتمان با او مهیا شده است. پس هنگامی که فرد احساس می کند که در دعا تنها سخنگوست دعای او معنای حقیقی نیافته است اما با تکرار و تمرکز بر دعاست که به طرز عمیقی متوجه سخنان خدا می شود .به این معنا دعای حقیقی، رسیدن به حضور خدا و دیدن جلال الهی است. جلالی که با دعا وارد قلب مؤمن می شود. در این لحظه است که فرد احساس امنیت و پیروزی می کند. پس در واقع پیروزی زمانی است که فرد در مقابل خدا زانو بزند و دعا کند. به قول اسپر جان: « هنگامی که ایماندار زانو زده و در حال دعاست، شکست ناپذیر است» ( تیپیت، ص147).
« دعا قدرت عظیمی است که خدای قادر متعال به مقدسین خود داده است تا بوسیلةآن به اهداف الهی تحقق ببخشند و به نتایج خارق العاده ای دست یابند. دعا به تمام وعده هایی که خداوند به انسان داده است اعم از وعده های بزرگ و کوچک تحقق می بخشد. تنها چیزی که دعا را محدود می کند عبارتست از وعده های خدا و قدرت او برای تحقق بخشیدن به این وعده ها.» ای.ام .باندز.(تیپیت،ص35)
نکتة قابل توجه اینکه گاهی نیاز شدید موجب می شود که مردم به دعا روی بیاورند.در واقع با به میان آمدن بحث دعا ،اولین معنایی که از آن به ذهن میرسد همان اظهار نیازو در خواست بر آورده شدن آنهاست ؛ به گفتة "باندز"«مشکلا ت و دعا رابطة بسیار نزدیکی با هم دارند. در زمان مشکلات، دعا اهمیت زیادی دارد و مشکلات اغلب باعث می شوند انسان در دعا به خدا نزدیک شود و دعا چیزی نیست جز فریاد مردانی که گرفتار مشکلات هستند. » هر چند که مسلماً دعا معنای عمیق تری نیز دارد. پس در یک عبارت می توان گفت که دعا فرصتی است که در طی آن ایماندار با تمامیت وجودش با خدا تماس حاصل می کند و با او ملاقات می کند؛ حال ممکن است فرد مؤمن در این دیدار فقط و فقط بخاطر دعا کردن و ایجاد رابطه ای عارفانه و عاشقانه و ملاقات با خدا به این کار دست بزند و یا برای بیان مشکلات و در خواست حوائج و نیاز های مادی.
در این مقاله قرار است تا حد مختصری ، به سبک شناسی مفهوم دعا در کتاب مقدس و بویژه انجیل بپردازیم. (فلسفة دعا ،معانی و مصادیق آن ،شیوة دعا کردن ،موانع استجابت دعا و همچنین آثار و فواید آن در زندگی مادی و معنوی ایماندار و....).
***********
قبل از ورود به اصل بحث دعا و نیایش، باید دید که چه کسی مخاطب دعاهای مؤمنان مسیحی است؟ به عبارت بهتر، ایمانداران به درگاه کدام خدا دعا می کنند؟
پاسخ این پرسش بدون درک واقعی مفهوم تثلیث امکانپذیر نیست. هر چند که درک آن برای ما مسلمانان که مفهوم متفاوتی از یگانگی خدا درک می کنیم دشوار است. چرا که با هر گونه محاسبه ای ( که حداقل من انجام دادم ) نمی توان هم تثلیث را باور داشت و هم به یگانگی خدا بر اساس کتاب عهد جدید اعتراف کرد. در هر صورت برداشت نگارندة این مقالة مختصر از این معنا این بود که عیسی (ع) تا قبل از به صلیب کشیده شدن و رستاخیز از مردگان، پسر انسان است اما روح خدایی در او دمیده شده؛ رسولی است که برای هدایت انسانها برگزیده شده و همچون دیگر پیامبران و برگزیدگان الهی قادر است خارق عاداتی انجام بدهد؛ همچنانکه خود بارها در اناجیل به آن اشاره کرده است:
"روح خداوند بر من است ، زیرا مرا مسح کرده تا فقیران را بشارت دهم و مرا فرستاده تا رهایی را به اسیران و بینایی را به نا بینایان اعلام کنم، و ستمدیدگان را رهایی بخشم، و سال لطف خداوند را اعلام نمایم" ( انجیل لوقا.4\18-19).
او خود را پسر انسانی معرفی می کند که خداوند به او قدرت و اقتدار آمرزش گناهان را بخشیده است:
اینکه عیسی (ع) با دیدن ایمان یک مفلوج او را شفا داد و به او گفت که گناهانش آمرزیده شده است ، اطرافیان با خود اندیشیدند که"چرا این مرد چنین سخنی بر زبان می راند؟ این کفر است! چه کسی جز خدا می تواند گناهان را بیامرزد؟". عیسی (ع) که متوجه اندیشة آنها شده بود ، به ایشان گفت: " چرا در دل چنین می اندیشید ...پسرانسان بر زمین اقتدار آمرزش گناهان را دارد..."(مرقس،2\5-10).
عیسی (ع) ، در هنگام حیاتش در نقش انسان دینداری است که با خدای خود به راز و نیاز می پردازد و دیگر مؤمنان را نیز به ایجاد رابطه ای صمیمانه با خدا دعوت میکند و شیوة آن را به آنها تعلیم می دهد:
".. عیسی اغلب به جاهای دور افتاده می رفت و در تنهایی دعا می کرد.." (لوقا، 5\16).
" یکی از آن روز ها ، عیسی برای دعا به کوهی رفت و شب را در عبادت به صبح رساند.." (لوقا، 6\12). همچنین (متی، 26\37).
زمانی هم که شیطان قصد فریفتن او را دارد و از او می خواهد که او را پرستش کند تا همة سرزمینها از آن او شود عیسی (ع) پاسخ می دهد:
"نوشته شده است ، خداوند خدای خود را بپرست و تنها او را خدمت کن.." (لوقا، 4\7-8).
در انجیل لوقا،9\18 و 9\28 نیز از نیایشها و عبادات عیسی (ع)، حکایاتی آمده است.
عیسی هنگامی که طبق عادت همیشگی برای دعا و نیایش راهی کوه زیتون شد در حالیکه شاگردانش هم از پی او روان بودند ، چون به بالای کوه رسیدند به ایشان گفت:
"دعا کنید تا در آزمایش نیفتید". سپس خودش اینگونه دعا کرد: " ای پدر ، اگر ارادۀ توست این جام را از من دور کن؛ اما نه خواست من، بلکه ارادۀ تو انجام شود". چون ازدعا فارغ شد شاگردان را دید که خفته اند. به ایشان گفت: "چرا در خوابید؟ برخیزید و دعا کنید تا در آزمایش نیفتید".
بر طبق باب 9\28 انجیل لوقا، مردم نیز هر چند از خرق عاداتی که عیسی انجام می داد تا حد زیادی شگفت زده می شدند اما او را به گونه ای ستایش می کردند که انگار پیامبر معجزه گر است نه خدا، یعنی در واقع به قدرت او به عنوان انسانی برگزیده ایمان آورده بودند:
" روزی عیسی در خلوت دعا می کرد و تنها شاگردانش با او بودند. از ایشان پرسید: مردم می گویند من که هستم؟ پاسخ دادند: برخی می گویند یحیای تعمید دهنده هستی، برخی دیگر می گویند الیاسی، و برخی نیز تو را یکی از پیامبران ایام کهن می دانند که زنده شده است ". اما او خود می دانست که سه روز بعد از مصلوب شدنش از مردگان برمی خیزد و در جایگاه خدا می نشیند! همچنانکه در ادامة همین باب چنین آمده است: عیسی (ع) از یارانش پرسید شما در مورد من چگونه فکر می کنید؟ " پطرس پاسخ داد: مسیح خدا. سپس عیسی ایشان را منع کرد و دستور داد این را به کسی نگویند، و گفت: می باید که پسر انسان رنج بسیار کشد و مشایخ و سران کاهنان و علمای دین ردش کنند و کشته شود و در روز سوم برخیزد". اما پس از مرگ و برخاستنش از مردگان مردم هم با دیدن نشانه هایی از عیسی همه به الوهیت او اعتراف می کنند. طبق این شواهد عیسی (ع) که قبل از رستاخیزش خود به عبادت و ستایش خدا می پرداخت، بعد از رستاخیزش خداست و در عهد جدید بعد از عیسی، دیده می شود که عیسی مورد خطاب دعاهای ایمانداران است وپیامبران بعد از او به نام او معجزه انجام می دهند و او را می ستایند و مردم را به ستایش خداوند مسیح دعوت می کنند:
ازخدمات پطرس این بود که به نام عیسی مسیح، بیماران را شفا می داد: " ای اینیاس، عیسی مسیح تو را شفا می بخشد. برخیز و بستر خود را جمع کن!" همچنین زنی بنام " تابیتا" را که جان داده بود با توسل به عیسی مسیح شفا بخشید و موجب شد بسیاری به خداوند ایمان بیاورند.. ( اعمال رسولان، 9\32-43).
پولس در هنگام محاکمه اش از فرمانده می خواهد که داستان هدایتش را برای آنها بازگو کند؛ و می گوید که زمانی نوری خیره کننده از آسمان برمن تابید و من بر زمین افتادم. مرا صدا زد. " پرسیدم: خداوندا تو کیستی؟ پاسخ داد : من آن عیسای ناصری هستم که تو بر او آزار روا می داری...گفتم: خداوندا چه کنم؟ خداوند گفت: برخیز و به دمشق برو..." ( اعمال رسولان،22\1-11).
هنگامی که به خواست خدا درهای زندان بر پولس و سیلاس گشوده شد، این دو تن به زندانبانی که مأمور محافظت از او و سیلاس بود و در حالیکه می لرزید از آنها می خواست راه نجات را بر او بنمایند پاسخ دادند:" به خداوند عیسی مسیح ایمان آور که تو و اهل خانه ات نجات خواهید یافت" ( اعمال رسولان،16\29-31). پس عیسی (ع) به معنایی انسان و ستایشگر خداوند است و به معنایی دیگر خداوند عیسی است. در واقع او که از مقام خود در هنگام حیاتش نیز آگاه است آن را تا هنگام مرگش انکار می کند تا مردم خود در آن هنگام به مقام او گواهی بدهند؛ چنانکه خود دائماً به مردم در مورد آمدن ملکوت و پادشاهی خداوند تذکر می دهد که به نظر می رسد منظورخود عیسی مسیح است بعد از رستاخیز و برخاستنش از مردگان یعنی مسیح، همان ملکوت آسمانهاست که در روی زمین کارهای خداوند از طریق او جریان می یابد و به انجام می رسد و به عبارت بهتر عیسی (ع) تصویری گویاست از پادشاهی خداوند بر روی زمین: "ای پدرما که درآسمانی، نام تو مقدس باد. پردشاهی تو بیاید. ارادۀ تو چنانکه در آسمان انجام می شود، بر زمین نیز به انجام رسد.." (متی، 6/ 9-10).
قبل از تولد عیسی (ع) یحیای تعمید دهنده اینگونه موعظه می کرد که : توبه کنید زیرا پادشاهی آسمان نزدیک شده است!" (متی، 3\2).
"بگذارید کودکان نزد من بیایند؛ آنها را باز مدارید،زیرا پادشاهی خدا از آن چنین کسان است (مرقس، 10\14-15). همچنین (لوقا، 10\11-12).
"عیسی (ع) در پاسخ فریسیان که در مورد زمان آمدن پادشاهی خدا پرسیدند، گفت: "آمدن پادشاهی خدا را نمی توان به مشاهده دریافت، و کسی نخواهد گفت اینجا یا آنجاست، زیرا پادشاهی خدا در میان شماست" (لوقا، 17\20-21).
در ارتباط با روح القدس ، عیسی (ع) در هنگام تعمید، او را همچون یک کبوتری احساس می کند که وارد بدن او می شود. د ر مورد این فرشتة الهی می گوید:
هر کس به روح القدس ، کفر گوید بخشیده نخواهد شد در حالیکه با کفر گفتن به خود عیسی آمرزیده می شود (لوقا،12\10).
" ...هرکس به روح القدس کفر گوید آمرزیده نخواهد شد و محکوم به گناه ابدی است "(مرقس، 3\29).
می توان گفت که روح القدس واسطه ای بین خداوند (پدر/ پسر) و انسان های برگزیده و حتی انسانهای عادی است؛ در واقع همان جبرئیل است که بر پیامبراکرم (ص) نازل می شد؛ .همچون فرشته ای که از جانب خدا برمریم نازل شد و به او بشارت فرزندش را داد: " روح القدس بر تو خواهد آمد و قدرت خدای متعال بر تو سایه خواهد افکند.." (لوقا، 1\ 35). همانگونه که در مورد عیسی (ع) در دید اول هم اینگونه به نظر می رسد ( که واسطۀ بین خدا و انسان است )، اما با تعمق بیشتر در انجیل می توان به مقام خدایی عیسی پی برد. در اعمال رسولان نیز چنین آمده که پطرس در حالیکه با مردم در حال صحبت بود، " روح القدس بر همۀ آنان که پیام را می شنیدند نازل شد" و حاضران از اینکه او بر غیر یهودیان هم نازل شده بود تعجب کردند.
اما نکتة نا مکشوف این است که پس از رستاخیز عیسی، مقام پدر با پسر چه تفاوتی می کند و واقعاً کدامین خدا مورد خطاب دعاها قرار می گیرد:
" خداوند به خداوند من گفت: به دست راست من بنشین تا آن هنگام که دشمنانت را کرسی زیر پایت سازم. پس قوم اسرائیل ، جملگی به یقین بدانند که خدا این عیسی را که شما بر صلیب کشیدید، خداوند و مسیح ساخته است " ( اعمال رسولان، 2\34-36).
" امین است خداوندی که شما را به رفاقت با پسرش ، خداوند ما عیسی مسیح، فرا خوانده است" ( قرنتیان اول، 1\9).
پولس هنگامی که برای ارشاد مردم انطاکیه با همراهانش به آنجا رفته بود اینگونه مردم را بشارت می دهد: "اکنون شما را بشارت می دهیم که خدا آنچه را که به پدران ما وعده داده بود با برخیزاندن عیسی ، به ما که فرزندان ایشانیم وفا کرد. همانگونه که در مزمور دوم نوشته شده: تو پسر من هستی ؛ امروز من تو را پدر شده ام" (اعمال رسولان،13\32-33). ( عبرانیان،5\5).
" او که همذات با خدا بود، ازبرابری با خدا به نفع خود بهره نجست،بلکه خود را خالی کرد وذات غلام پذیرفته، به شباهت آدمیان در آمد" (فیلیپیان،2\ 6 و7). پس یک برداشت اینکه در مسیحیت خدای واحدی وجود ندارد که البته با توجه به برخی از آیات در خود انجیل نفی می شود:
" آیا خدا فقط خدای یهودیان است؟ آیا خدای غیر یهودیان نیست ؟ البته که او خدا ی غیر یهودیان نیز هست. زیرا تنها یک خدا وجود دارد.." (رومیان،3\29-30). برداشت دیگر اینکه مسیح همچون روح القدس ، شفیع و و اسطة بین انسان و خدا ست و خداوند واحد و یگانه است:
" من راه راستی و نجات هستم؛ هیچ کس جز به واسطۀ من نزد پدر نمی آید" ( انجیل یوحنا، 14\6).
" ..اگر کسی گناه کرد، شفیعی نزد پدر داریم، یعنی عیسی مسیح پارسا. او خود کفارۀ گناهان ماست و نه گناهان ما بلکه گناهان همۀ جهان نیز" ( نامۀ اول یوحنا، 2\1).
".. تنها یک خداوند هست و بین خداوند و آدمیان نیز تنها یک واسطه وجود دارد ، یعنی آن انسان که عیسی مسیح است ؛ او که با جان دادن خود بهای رهایی جمله آدمیان را پرداخت.." (اول تیموتا ئوس،2\5-7).
"پس چون از راه ایمان پارسا شمرده شده ایم ، میان ما و خداوند به واسطة خداوند مان عیسی مسیح صلح برقرار شده است " (رومیان، 5\1). با توجه به این آیات، عیسی شفیع است اما در آیات قبل دیدیم که با نام خدا مورد خطاب قرار گرفته بود پس تنها می توان به این گفتة خود عیسی (ع) تأسی کردکه:
" ..هیچ کس نمی داند پسر کیست جز پدر، و هیچ کس نمی داند پدر کیست جز پسر، و آنان که پسر بخواهد او را بر ایشان آشکار سازد " (لوقا، 10\22).
حال با این مقدمات و با اذعان به اینکه دراین مقاله برای ما کشف نشده که خدای اصلی مورد خطاب کدام است به معانی و مصادیق و دیگر موارد مرتبط با دعا در مسیحیت ( انجیل ) می پردازیم:
فلسفة دعا / قدرت و عظمت روح دعا :
دعا ، تلاشی است برای شناخت خدا ، طلبیدن خدا با تمام وجود (تیپیت ،67). با دعاست که انسان می تواند به آنچه که می خواهد از طریق عیسی مسیح دست یابد چرا که همة امیدها و آرزوها در او و از طریق او محقق می شود. در واقع دعا، قلب را برای پذیرش پیام مسیح آماده می کند. در دعا می باید منتظر خدا بود (همان،39)؛ به این معنا که با اطمینان منتظر پاسخ دعا باشیم. در سکوت اجازه دهیم که خداوند، با ما سخن بگوید و جواب درخواست مادی و معنویمان را از روی لطف و رحمتش به ما عنایت فرماید:
عیسی (ع) با آوردن مثلی ( مثل بیوه زنی که قاضی بخاطر اینکه از زحمت او خلاص شود دادش را از دشمنش می ستاند)، برای شاگردانش با اطمینان به آنها نشان می دهد که خداوند دعا را بی پاسخ نمی گذارد به این معنا که وقتی یک قاضی ستمگر داد مظلوم را می ستاند پس در مورد رفتار خداوند با بندگانش، قضیه بسیار متفاوت است : " ..حال آیا خدا به داد برگزیدگان خود که روز و شب به درگا هش فریاد برمی آورند نخواهد رسید؟ آیا این کار را همچنان به تاًخیر خواهد افکند؟ به شما می گویم که بزودی به داد ایشان خواهد رسید.." (لوقا، 18\1-8).
پس در واقع می توان دعا ها را به دعا هایی که در آنها خدا با بنده به صحبت می پردازد و دعا هایی که بنده به بیان نیازها و اشتیا قاتش در رابطة با معبود می پردازد تقسیم کرد:
هنگامی که توطئة قتل پولس در حال اجرا بود خداوند در کنار او ایستاد و او را به صبر فرا خواند. ( اعمال رسولان، 23\11).
پطرس ، زمانی مشغول دعا کردن بود و در حالیکه گرسنه بود چیزی نخورده بود؛ و در همین حالت به خلسه رفت. ندایی در این هنگام به او رسید که " ای پطرس ، برخیز، ذبح کن و بخور!" در جواب گفت من به حرام لب نمی زنم .باز خدا فرمود" آنچه خدا پاک خوانده است تو نجس مخوان!". ( اعمال رسولان، 10\9-15).
به تعبیری می توان، نصایح عیسی (ع) را در هنگام حیاتش که مؤمنان را مورد خطاب قرار می دهد جزو مواردی که خداوند با بندگان به صحبت می پردازد ذکر کرد: " دوستان به شما می گویم از کسانی که جسم را می کشند و بیش از این نتوانند کرد، مترسید. به شما نشان می دهم ازکه باید ترسید: از آن کس که پس از کشتن جسم قدرت دارد به دوزخ اندازد. آری به شما می گویم، از اوست که باید ترسید" (لوقا، 12\4-6). " من آمده ام تا بر زمین آتش برافروزم، و ای کاش که تاکنون افروخته شده بود! اما مرا تعمیدی باید و چه در فشارم تا به انجام رسد. آیا گمان می کنید آمده ام تا صلح به زمین آورم؟ نه بلکه آمده ام تا جدایی افکنم.. چرا خود دربارۀ آنچه درست است داوری نمی کنید.." (همان، 12\57).
دعاهایی هم که بنده در حال صحبت با خداست بسیار است؛ از جمله دعاهای خود عیسی (ع) ، نیایش و سرودهای مریم مقدس (لوقا، 1\46-56) و زکریا(ع) (همان،1\67-80).
شیوۀ تعلیم دعا:
عیسی (ع) در موارد متعددی شیوۀ دعا کردن را به ایمانداران تعلیم می دهد؛ به آنها می آموزد که دعا را با ستایش و سپاس خداوند آغاز کنند و نام مقدس او را تسبیح گویند؛ همچنین با عبارات پرستش، دعا را به اتمام رسانند:
" هنگامی که دعا می کنی، همچون ریاکاران مباش که دوست می دارند در کنیسه ها و سر کوچه ها ایستاده، دعا کنند تا مردم آنها را ببینند... اما تو هنگامی که دعا می کنی به اتاق خود برو، در را ببند و نزد پدر خود که در نهان است، دعا کن .آنگاه پدر نهان بین تو، به تو پاداش خواهد داد.
همچنین هنگام دعا، عباراتی تو خالی تکرار مکنید، آنگونه که بت پرستان می کنند...پس مانند ایشان مباشید، زیرا پدر شما پیش از آنکه از او درخواست کنید، نیازهای شما را می داند.
پس شما اینگونه دعا کنید: ای پدر آسمانی، نام تو مقدس باد. پادشاهی تو بیاید.ارادۀ تو، چنانکه در آسمان انجام می شود، بر زمین نیز به انجام رسد. نان روزانۀ ما را امروز به ما عطا فرما. و قرضهای ما را ببخش،چنانکه ما قرضداران خود را می بخشیم. و ما را در امتحان میاور، بلکه از شرور رهاییمان ده.[زیرا پادشاهی و قدرت و جلال از آن توست. آمین]. (متی،6\5-13).
" چون دعا می کنید بگویید: ای پدر نام تو مقدس باد، پادشاهی تو بیاید، نان روزانۀ ما را هر روز به ما عطا فرما. گناهان ما را ببخش.." (لوقا، 11\3-4).
یکی از فریسیان برای به دام انداختن عیسی از او می پرسد: " ای استاد، بزرگترین حکم شریعت کدام است؟ عیسی پاسخ داد: خداوند خدای خود را با تمامی دل و تمامی جان و با تمامی فکر خود محبت نما. این نخستین و بزرگترین حکم است. دومین حکم هم همچون حکم نخستین مهم است: همسایه ات را همچون خویشتن محبت نما. این دو حکم، اساس تمامی شریعت موسی و نوشته های پیامبران است" (متی، 22\34-40).
همچنین از ایمانداران می خواهد که با ایمان و اعتقاد کامل از خداوند بخواهند تا به ایشان داده شود:
" بخواهید که به شما داده خواهد شد؛ بجویید، که خواهید یافت؛ بکوبید، که در به رویتان گشوده خواهد شد. زیرا هر که بخواهد، به دست آورد و هر که بجوید، یابد و هر که بکوبد، در به رویش گشود ه شود" (متی، 7\7-9)
عیسی (ع) در انجیل مرقس باب یازدهم، نیز به پیروانش تعلیم می دهد که با اطمینان کامل دعا کنید تا به آن دست یابید، همچنین اینکه ابتدا همۀ کینه ها را به دور بریزید و بعد به دعا بایستید" (مرقس، 11\20-25).
عیسی (ع) پاکدلی و سادگی را نیزشرطی برای دیدن خداوند می داند: گفت خوشا به حال پاکدلان، زیرا آنان خداوند را خواهند دید" (متی، 5\8).
همچنین به دعاهای دسته جمعی سفارش شده است و در ارتباط با شیوۀ صحیح و قواعد دعاهای دسته جمعی و اینکه زنان چگونه و با رعایت چه آدابی باید در مراسم حاضر شوند، آیاتی دیده می شود:
" پیش از هر چیز، سفارش می کنم که مؤمنان درخواستها، دعاها، شفاعتها، و شکرگزاری ها را برای همۀ مردم به جا آورند...چرا که این نیکو و پسندیدۀ نجات دهندۀ ما خداست که می خواهد همگان نجات یابند و به معرفت حقیقت نائل گردند...پس آرزویم این است که مردان در همه جا، بی خشم و جدال، دستهایی مقدس را به دعا برافرازند. نیز خواهانم که زنان پوششی شایسته بر تن کنند و خویشتن را به نجابت و متانت بیارایند.. زن باید در آرامی و تسلیم کامل، تعلیم گیرد" ( نامۀ اول پولس به تیموتائوس،2\1-11).
در رسالۀ اول قرنتیان، باب چهاردهم نیز، به این نکته اشاره شده که از زبان قابل فهم در عبادات دسته جمعی استفاده شود: ".. اگر به زبان خود کلماتی مفهوم نگویی، چگونه می توان فهمید که چه می گویید؟ درآن صورت، بدین می ماند که با هوا سخن بگو یید. بی شک در جهان انواع زبانها وجود دارد، اما هیچ یک بی معنی نیست. پس من اگرنتوانم معنی گفتار دیگری را بفهمم، نسبت به او بیگانه ام و او نیز نسبت به من... ازاین رو، آنکه به زبان غیر سخن می گوید باید دعا کند تا گفتار خود را ترجمه نماید. زیرا من اگر به زبان غیر دعا کنم، روحم دعا می کند، اما عقلم بهره ای نمی برد. پس چه باید بکنم؟ با روح دعا خواهم کرد و با عقل نیز دعا خواهم کرد.. در غیر اینصورت چگونه کسی که زبانت را نمی فهمد به شکرگزاری تو آمین بگوید؟ چرا که نمی داند که چه می گویی!" ( اول قرنتیان،14\9-17).
" زنان باید در کلیسا خاموش بمانند. آنان مجاز به سخن گفتن نیستند، بلکه باید چنانکه شریعت می گوید مطیع باشند. اگر دربارۀ مطلبی سؤال دارند، از شوهر خود در خانه بپرسند؛ زیرا برای زن شایسته نیست در کلیسا سخن بگوید " ( همان،34-35).
نگاهی به برخی از مصادیق دعاها در انجیل
- حمد و ستایش خداوند:
همانگونه که در سبک شناسی اغلب دعاها دیده می شود، عیسی (ع)، هم در تعلیم دعا به ایمانداران، دعا را با حمد و سپاس خداوند آغاز می کند: " ای پدر ما که در آسمانی، نام تو مقدس باد.." (متی، 6). و با حمد و ستایش نیز به پایان می برد:
هنگامیکه عیسی (ع) در روح القدس به وجد آمد گفت: " ای پدر، مالک آسمان و زمین، تو را می ستایم که این حقایق را از دانایان و خردمندان پنهان داشته و بر کودکان آشکار کرده ای. بله ای پدر زیرا خشنودی تو در این بود" (لوقا، 10\21).
هنگامیکه تعدادی از فرشتگان خدا بر شبانان ظاهر شدند در ستایش خداوند می گفتند: " جلال بر خدا در عرش برین، صلح و سلامت بر مردمانی که بر زمین مورد لطف اویند..پس شبانان بازگشتند در حالی که خدا را برای هر آنچه که دیده و شنیده بودند حمد و ثنا می گفتند.." (لوقا، 2\13-20).
پولس در ابتدای نامه اش به قرنتیان اینگونه می نویسد:" من همواره خدای خود را به خاطر شما و آن فیض خدا که در مسیح عیسی به شما بخشیده شده است، سپاس می گویم" ( قرنتیان اول،1\5).
مکاشفۀ یوحنا، با این جملات آغاز می شود: از یوحنا به هفت کلیسا در آسیا: " فیض و آرامش از جانب او که هست و بود و می آید بر شما باد ... و بر او که ما را محبت می کند و با خون خود ما را از گناهانمان رهانیده است و از ما حکومتی ساخته و کاهنانی که خدمتگزار خدا و پدرش باشند، براو جلال و قدرت باد، تا ابد. آمین" ( مکاشفه، 1\ 4-6). همچنین یوحنا در مکاشفاتش موجودات و فرشتگانی می بیند که خدا را تسبیح می گویند: " قدوس، قدوس، قدوس است خداوند خدای قادر مطلق، او که بود و هست و می آید" ، " ای خداوند خدای ما، تو سزاوار جلال و عزت و قدرتی زیرا که آفریدگار همه چیز تویی و همه چیز به خواست تو وجود یافت و به خواست تو آفریده شد" (همان، 4\8-11). " آمین! ستایش و جلال و حکمت و سپاس و اکرام و قدرت و توانایی خدای ما را باد تا ابد. آمین" (همان، 7\12). همچنین (یهودا،16\ 24 و 25).
مریم مقدس نیز اینگونه خداوند را ستایش می کند: " جان من خداوند را می ستاید و روحم در نجات دهنده ام خدا به وجد می آید، زیرا بر حقارت کنیز خود نظر افکنده است. زین پس، همۀ نسلها خجسته ام خواهند خواند، زیرا آن قادر که نامش قدوس است، کارهای عظیم برایم کرده است . رحمت او نسل در نسل، همۀ ترسندگانش را در بر می گیرد. او به بازوی خود نیرومندانه عمل کرده است و آنان را که دراندیشه های دل خود متکبرند، پراکنده ساخته است؛ فرمانروایان را از تخت به زیر کشیده و فروتنان را سرافراز کرده است؛ گرسنگان را به چیزمای نیکو سیر کرده اما دولتمندان را تهی دست روانه ساخته است. او رحمت خود را به یاد آورده، و خادم خویش، اسرائیل را یاری داده است، همانگونه که به پدران ما ابراهیم و نسل او وعده داده بود که تا ابد چنین کند" (لوقا، 1\46-55).
زکریا (ع) هنگامیکه به نبوت برگزیده می شود اینگونه با خداوند سخن می گوید: " ستایش بر خداوند، خدای اسرائیل، زیرا به یاری قوم خویش آمده و ایشان را رهایی بخشیده است. او برای ما شاخ نجاتی در خاندان خادمش، داوود، برپای داشته است، چنانکه از دیرباز به زبان پیامبران مقدس خود وعده فرموده بود که ما را از دست دشمنان و همۀ کسانی که ازما نفرت دارند، نجات بخشد، تا بر پدرانمان رحمت بنماید و عهد مقدس خویش را به یاد آورد؛ همان سوگندی که برای پدرانمان ابراهیم یاد کرد که ما را است دست دشمن رهایی بخشد و یاری مان دهد که او را بی هیچ واهمه عبادت کنیم، در حضورش،با قدوسیت و پارساییف همۀ ایام عمر" (همان، 67-75).
" من با یاد آوردنت در دعاهایم، همواره خدای خود را سپاس می گویم، زیرا وصف ایمانت به خداوند عیسی و محبتت به همۀ مقدسان را می شنوم. دعایم این است که مشارکت ایمانت بسی کارگر افتاده، تو را به شناخت هر قابلیت نیکویی رهنمون شود که در جهت نیل به قامت مسیح ماست. محبت تو مرا سخت شاد و دلگرم کرده است، چه تو به دلهای مقدسان طراوت و تازگی بخشیده ای" ( نامۀ پولس به فیلیمون، 1\4-7).
در انجیل متی، باب 22 ،آیات 34 تا 38 نیز به توجه تمام و کمال به خداوند سفارش می کند.
- درخواست و دعا با ایمان و اعتقاد کامل:
در انجیل به موارد زیادی برمی خوریم که دیندار، بخاطر ایمان خالصش به عیسی مسیح( خداوند ) ویا آن قدرت برتر که در هنگام حیات عیسی (ع) در وجود او هست به خواسته اش می رسد و مثلاً شفا می یابد:
از جمله داستان بارتیمائوس کور که چون عیسی (ع) را دید فریاد برکشید که " ای عیسی پسر داوود بر من رحم کن ..عیسی از او پرسید: چه می خواهی برایت بکنم؟ پاسخ داد: استاد می خواهم بینا شوم. عیسی به او فرمود: برو که ایمانت تو را شفا داده است .." (مرقس، 10\ 47-52).
یا حکایت دختری که از دنیا رفت، اما عیسی به پدر دخترک می گفت: " مترس! فقط ایمان داشته باش" و سپس او را شفا داد.. (همان، 5\35-42).
همچنین، داستان زن بدکاره ای که با اشک چشمانش، پاهای عیسی مسیح را می شوید و او را تدهین می سازد، عیسی رو به آن زن کرد و گفت: " گناهانت آمرزیده شد!..ایمانت تو را نجات داده است، به سلامت برو!" (لوقا، 7\37-50). همچنین است لوقا8\25-22 و 9\37-45
خود عیسی (ع) هم ایمانداران را به دعاکردن با ایمان و اعتقاد کامل و خالصانه، فرا می خواند: " آمین، به شما می گویم، اگر کسی به این کوه بگوید، از جا کنده شده، به دریا افکنده شو، و در دل خود شک نکند بلکه ایمان داشته باشد که آنچه می گوید روی خواهد داد، برای او انجام خواهد شد. پس به شما می گویم، هر آنچه در دعا در خواست می کنید، ایمان داشته باشید که آن را یافته اید، و از آن شما خواهد بود" (همان، 11\23-24).
" این پارسایی که از آن خداست از راه ایمان به عیسی مسیح است و نصیب همۀ کسانی می شود که ایمان می آورند" ( رومیان،3\22).
"اما شما ای عزیزان، خویشتن را بر ایمان بس مقدس خود بنا کنید و در روح القدس دعا کنید و خود را در محبت خدا نگه دارید، در همان حال که منتظر رحمت خداوند مسیحیت عیسی مسیح هستید تا شما را به حیات جاویدان رهنمون گردد" ( یهودا، 16\ 20-23).
" پس چون از راه ایمان پارسا شمرده شده ایم، میان ما و خدا به واسطۀ خداوندمان عیسی مسیح صلح برقرارشده است. ما توسط او و از طریق ایمان، به فیضی دسترسی یافته ایم که اکنون در آن استواریم، و به امید سهیم شدن در جلال خدا فخر می کنیم" ( رومیان، 5\1-3).
" رسولان به خداوند گفتند: ایمان ما را بیفزا! خداوند پاسخ داد: اگر ایمانی به کوچکی دانۀ خردل داشته باشید، می توانید به این درخت توت بگویید از ریشه برآمده در دریا کاشته شود و از شما فرمان خواهد برد" (لوقا، 17\ 5 و 6).
زمانی که عیسی به چگونگی مرگش اشاره کرد و از مردم خواست به او ایمان بیاورند: " تا اندک زمانی دیگر نور با شماست. پس تا زمانی که هنوز نور دارید، راه بروید، مبادا تاریکی شما را فرو گیرد...تا زمانی که نور را دارید، به نور ایمان بیاورید تا فرزندان نور گردید." اما به او ایمان نیاوردند.. و طبق گفتۀ اشعیای نبی " او چشمان ایشان را کور، و دلهایشان را سخت کرده است، تا با چشمان خود ننگرند، و با دلهای خود درنیابند، و بازنگردند تا شفایشان بخشم ... آنگاه عیسی ندا در داد: هر که به من ایمان آورد نه به من بلکه به فرستندۀ من ایمان آورده است...من چون نوری به جهان آمده ام تا هر که به من ایمان آورد در تاریکی نماند. اگر کسی سخنان مرا بشنود اما از آن اطاعت نکند، من بر او داوری نمی کنم؛ زیرا نیامده ام تا بر جهانیان داوری کنم بلکه آمده ام تا آنها را نجات بخشم..آنچه من می گویم درست همان چیزی است که پدر گفته است تا بگویم" (یوحنا، 12\ 27-50).
- خشوع و تواضع:
عیسی (ع) با فروتنی تمام گناه بشر را بر دوش کشید و به کفارۀ این گناهان مصلوب شد: " و چون در سیمای بشری یافت شد و خود را خوار ساخت و تا به مرگ، حتی مرگ برصلیب مطیع گردید. پس خدا نیز او را به غایت سرافراز کرد" (فیلیپیان، 2\8 و9).
خود او با دعاهایش، تواضع و فروتنی را تعلیم می داد:
در انجیل متی، باب 6 که عیسی (ع) در حال تعلیم شیوۀ دعا کردن به فرد مؤمن است، برای ایجاد روح فروتنی و خشوع درایماندار، او را دعوت می کند که به اتاقی خلوت برود تا از هر گونه وسوسۀ شیطانی برکنار باشد. همچنین شروع دعا با نام مقدس خداوند، برای تقویت همین نیرو در فرد مؤمن است.
" خوشا به حال فقیران در روح، زیرا پادشاهی آسمان از آن ایشان است... خوشا به حال نرم خویان، زیرا آنان زمین را به میراث خواهند برد..خوشا به حال رحیمان، زیرا بر آنان رحم خواهد شد. خوشا به حال پاکدلان، زیرا آنان خداوند را خواهند دید" (متی، 3-8). همچنین این مضمون در انجیل لوقا، باب ششم آمده است که پس از وصف حال متواضعان، به حال دولتمندان تأسف می خورد: " اما وای بر شما که دولتمندید، زیرا تسلی خود را یافته اید..وای بر شما آنگاه که همه زبان به ستایششان بگشایند..".
عیسی مسیح به شاگردان خود گفت: " ..شما نیز چون آنچه به شما فرمان داده شده است ، به جای آورید، بگویید: خدمتکارانی نالایقیم و تنها انجام وظیفه کرده ایم" (لوقا، 17\10).
عیسی مسیح برای متکبران در مقابل خداوند و کسانی که به پارسایی خود اطمینان کامل دارند، این مثل را می آورد: " دو تن برای عبادت به معبد رفتند، یکی فریسی و دیگری خراجگیرو فریسی ایستاد و با خود چنین دعا کرد: خدایا تو را شکر می گویم که همچون دیگر مردمان دزد و بدکاره و زناکار نیستم، و نه مانند این خراجگیرم. دو بار در هفته روزه می گیرم و از هر چه به دست می آورم، ده یک می دهم. اما آن خراجگیر دور ایستاد و نخواست حتی چشمان خود را به سوی آسمان بلند کند، بلکه بر سینۀ خود می کوفت و می گفت:" خدایا، بر من گناهکار رحم کن". به شما می گویم که این مرد و نه آن دیگر، پارسا شمرده شده به خانه رفت. زیرا مر که خود را برافرازد، خوار خواهد شد، و هر که خود را خوار سازد، سرافراز خواهد گردید" (لوقا، 18\ 9-14).
پس خشوع وتواضع داشتن به این معناست که تسلیم مطلق حق باشی و خود را در در مقابل او خوار و ضعیف بدانی:
"روحی که خدا در ما ساکن کرده، تا به حد حسادت مشتاق ماست اما فیضی که او می بخشد، بس فزونتر است. از همین رو کتاب می گوید: خدا در برابر متکبران می ایستد، اما فروتنان را فیض می بخشد. پس تسلیم خدا باشید. در برابر ابلیس ایستادگی کنید که از شما خواهد گریخت. به خدا نزدیک شوید که او نیز به شما نزدیک خواهد شد. ای گناهکاران، دستهای خود را پاک کنید، و ای دودلان، دلهای خود را طاهر سازید. به حال زار بیفتید و ندبه و زاری کنید. خندۀ شما به ماتم، و شادی شما به اندوه بدل گردد. در حضور خدا فروتن بشوید تا شما را سرافراز کند" ( یعقوب، 4\5-9). شبیه همین مضمون در ( اول پطرس، 5\5) آمده است.
مریم مقدس، هنگامی که فرشتۀ خداوند بر او نازل شد و در مورد آبستن شدنش و تولد پسر خدا او را آگاه کرد گفت: " کنیز خداوندم. آنچه دربارۀ من گفتی بشود" (لوقا، 1\35-38). همچنین هنگامی که مریم به نیایش خداوند مشغول است، خدا را اینگونه می ستاید: خداوندی که " او به بازوی خویش نیرومندانه عمل کرده و آنان را که در اندیشه های خود متکبرند پراکنده ساخته است؛ فرمانروایان را ازتخت به زیرکشیده و فروتنان را سرافراز کرده است.. اما دولتمندان را تهی دست روانه ساخته است" (همان، 1\ 51-53).
در واقع ایماندار با تسلیم تمام عیار خود به خداوند، نه تنها دچار احساس رنجش و حقارت و بیهودگی نمی شود بلکه احساس غرورو سرافرازی می کند و به آرامش و تسلای معنوی عمیقی دست می یابد.
قدیس فرانسیس می گوید: " خدایا هر انسان همان است که در دیدۀ تو آید ونه بیش"
(اکمپیس، ص257).
ای.ام.باندز هم در ارتباط با اهمیت تواضع در هنگام دعا می گوید: "فروتنی و خرد شدن مهمترین شرط لازم برای دعای حقیقی است و بدون آن دعای حقیقی نمی تواند وجود داشته باشد... فروتنی باید طوری در شخصی که دعا می کند باشد که در خورشید نور هست. همانطور که کشتی برای دریا ساخته شده است دعا هم برای فروتنی و فروتنی هم برای دعا بوجود آمده است" ( تیپیت، ص16).
- محبت ورزیدن به همۀ انسانها و گذشتن از دشمنان:
تعلیم عیسی اینگونه بود: " شنیده اید که گفته شده، همسایه ات را محبت نما و با دشمنت دشمنی کن. اما من به شما می گویم دشمنان خود را محبت نمایید و برای آنان که به شما آزار می رسانند، دعای خیر کنید تا پدر خود را که در آسمان است فرزندان باشید.. اگر تنها آنان را محبت کنید که که شما را محبت می کنند چه پاداشی خواهید داشت؟.. مگر حتی بت پرستان چنین نمی کنند؟ پس شما کامل باشید چنانکه پدر آسمانی شما کامل است" (متی، 5\43-48).
" اما ای شنوندگان، به شما می گویم که دشمنان خود را محبت نمایید و به آنان که از شما نفرت دارن، نیکی کنید. برای هر که نفرینتان کند برکت طلبید، و هر کس را که آزارتان دهد دعای خیر کنید. اگر کسی بریک گونۀ تو سیلی زندف گونۀ دیگر را نیز به جانب او بگردان... با مردمک همانگونه رفتار کنید که می خواهید با شما رفتار کنند. اگر تنها آنان را محبت کنید که شما را محبت می کنند چه برتری دارید؟ ... اما شما، دشمنانتان را محبت کنید و به آنها نیکی نمایید، و بدون امید عوض، به ایشان قرض دهید، زیرا پاداشتان عظیم است ، و فرزندان خدای متعال خواهید بود، چه او با ناسپاسان و بدکاران مهربان است. پس رحیم باشید، چنان که پدر شما رحیم است" (لوقا، 6\ 27-36).
" پس هر گاه به دعا می ایستید، اگر نسبت به کسی چیزی در دل دارید، او را ببخشید تا پدر شما نیز که درآسمان است، خطاهای شما را ببخشاید. [ اما اگر شما نبخشید، پدر شما که در آسمان است، خطاهای شما را نخواهد بخشید.] " (مرقس، 11\25 و 26 ).
" خوشا به حال صلح جویان، زیرا آنان فرزندان خدا خوانده خواهند شد. خوشا به حال آنان که در راه پارسایی آزار می بینند، زیرا پادشاهی آسمان از آن ایشان است. خوشا به حال شما، آنگاه که مردم به خاطر من ، شما را دشنام دهند و آزار رسانند و هر سخن بدی به دروغ علیه تان بگویند. خوش باشید . شادی کنید زیرا پاداشتان درآسمان عظیم است.." (متی، 5\9-12).
باز عیسی (ع) اینگونه تعلیم می دهد: " ای پدر ما که در آسمانی...قرضهای ما راببخش، چنانکه ما نیز قرضداران خود را می بخشیم.. زیرا اگر خطاهای مردم را ببخشید، پدر آسمانی شما نیز شما را خواهد بخشید" (همان، 6\ 9-15).
" پس اگر هنگام تقدیم هدیه ات بر مذبح به یاد آوردی که برادرت از تو شکایتی دارد، هدیه ات را بر مذبح واگذار و نخست برو و با برادر خود آشتی کن و سپس بیا و هدیه ات را تقدیم نما" (همان، 5\ 23 و 24 ).
عیسی در جواب این سؤال فریسیان که بزرگترین حکم شریعت چیست؟ بعد از مهمترین حکم که محبت به خداوند است می گوید: گفت دومین حکم هم همچون حکم نخستین مهم است: همسایه ات را همچون خویشتن محبت نما.." (همان، 22\ 34-40).
" آن که می گوید در نور است اما از برادر خود نفرت دارد هنوز در تاریکی بسر می برد. اما آن که برادر خود را محبت می کند در نور ساکن است و هیچ چیز موجب لغزش او نمی شود.. اما آن که از برادر خود نفرت دارد، در تاریکی است و نمی داند کجا می رود زیرا تاریکی او را کور کرده است" ( اول یوحنا، 2\9-11).
" باری همه یکدل و همدرد و برادردوست و دلسوز و فروتن باشید. بدی را با بدی و دشنام را با دشنام پاسخ مگویید بلکه در مقابل برکت طلبید، زیرا برای همین فراخوانده شده اید تا وارث برکت شوید.." ( اول پطرس ، 3\8-10).
" .. از شما تمنا دارم به شایستگی دعوتی که از شما به عمل آمده است، رفتار کنید، در کمال فروتنی و ملایمت؛ و با بردباری و محبت یکدیگر را تحمل کنید. به سعی تمام بکوشید تا آن یگانگی را که از روح است به مدد رشتۀ صلح حفظ کنید " ( افسسیان،4/2-59).
همچنین در (لوقا، 17\1-8) ، ( غلاطیان، 6\1) ، ( اول قرنتیان، 13\1-8) مضامینی در همین ارتباط دیده می شود.
اما یک نکته اینکه هر چند دراین کتاب مقدس، شدیداً سفارش شده که به همۀ انسانها و حتی دشمنانتان با تمام وجود محبت کنید ولی خواسته شده که از دشمن دیرینه یعنی شیطان شدیداً برحذر باشند چرا که همچون شیری غران، همیشه در کمین انسان است: " خویشتندار و مراقب باشید، زیرا دشمن شما ابلیس همچون شیری غران در گردش است و کسی را می جوید تا ببلعد. پس در ایمان راسخ باشید و در برابر او بایستید، زیرا آگاهید که برادران شما در دنیا با همین زحمات روبرویند. پس از اندک زمانی زحمت، خدای همۀ فیضها که شما را به جلال ابدی خود در مسیح فراخوانده است، خود، شما را احیا و استوار و نیرومند و پایدار خواهد ساخت. او را تا ابد توانایی باد. آمین" ( اول پطرس،5\8-11).
برای رهایی از این گرفتاری، عیسی مسیح، در لحظات پایان عمرش اینچنین نصیحت می کند: " بیدار باشید و دعا کنید تا در آزمایش نیفتید. روح مشتاق است اما جسم ناتوان" (متی،26\ 41).
- شکرگزاری از خداوند و ذکر نعماتش:
عیسی (ع)، در شام آخر هنگامی که خواست نان را بین شاگردانش تقسیم کند ابتدا شکرگزاری کرد و اینگونه نان را برکت بخشید" (مرقس، 8\ 4-7). همچنین حکایت مشابهی در این مورد که عیسی (ع) با شکرگزاری به نان برکت داد در انجیل متی، 17 و مرقس، 6 نیز آمده است.
" خداوندمان مسیح عیسی را شکرگزارم که مرا توانایی بخشید و در خور اعتماد شمرد و به خدمت خویش برگماشت" ( اول تیموتائوس، 1\12). پولس درمورد عبادات دسته جمعی سفارش به شکرگزاری از همۀ مردم می کند" (همان، 2\1).
در نامۀ اول پولس به قرنتیان، هنگامی که لزوم استفاده از زبان قابل فهم در عبادات دسته جمعی را توضیح می دهد، در این مورد می گوید: "اگر تو در روح به شکرگزاری مشغول باشی، چگونه کسی که زبانت را نمی فهمد به شکرگزاری تو آمین بگوید؟ چرا که نمی داند چه می گویی! زیرا تو براستی نیکو شکر می کنی اما شکر تو باعث بنای دیگری می شود. خدا را شکر می گویم که بیش از همۀ شما به زبانهای غیر سخن می گویم" ( اول قرنتیان، 14\ 16-18).
نامۀ اول پولس به قرنتیان با عبارات شکرگزاری آغاز می شود: " من همواره خداوندی خود را به خاطر شما و آن فیض خدا که در عیسی مسیح به شما بخشیده شده است، سپاس می گویم. زیرا شما در او از هر حیث غنی شده اید، در هر نوع بیان و هر گونه معرفت.." (1\4-6).
- پذیرفتن رنج در راه حق:
عیسی (ع) در مورد مرگ و رستاخیز خود پیشگویی کرد و رو به شاگردانش کرد و گفت: " اگر کسی بخواهد مرا پیروی کند، باید خود را انکار کرده، صلیب خویش برگیرد و از پی من بیاید. زیرا هر که بخواهد جان خود را نجات بخشد آن را از دست خواهد داد، اما هر که بخاطر من جان خود را از دست بدهد، آن را باز خواهد یافت" (متی، 16\ 24-26).
خود عیسی نیز برای رسیدن به جلالش رنج کشید: " .. آیا نمی بایست مسیح این رنجها را ببیند و سپس به جلال خود در آید؟ " (لوقا، 24\26).
همچنین عیسی مسیح رنجبران را اینگونه بشارت می دهد: " بیایید نزد من، ای تمامی زحمتکشان و گرانباران، که من به شما آسایش خواهم بخشید. یوغ مرا بر دوش گیرید و از من تعلیم یابید، زیرا ملایم و افتاده دل هستم، و در جانهای خویش آسایش خواهید یافت. چرا که یوغ من راحت است و بار من سبک" (متی، 11\28-30).
" ای عزیزان، از این آتشی که برای آزمودن شما در میانتان برپاست، در شگفت مباشید، که گویی چیزی غریب بر شما گذشته است. بلکه شاد باشید از اینکه در رنجهای مسیح سهیم می شوید، تا به هنگام ظهور جلال او به غایت شادمان گردید..اگر رنج می برید، مباد که به سبب قتل، دزدی، شرارات، یا حتی فضولی در کار دیگران باشد. اما اگر از آن سبب رنج می برید که مسیحی هستید، شرمسار مباشید، بلکه خدا را تمجید کنید که این نام را بر خود دارید..پس کسانی که به نام خدا رنج می کشند، باید که جانهای خویش را به خالق امین بسپارند و به نیکوکاری ادامه دهند" ( اول پطرس، 4\ 1-19). همچنین در (نامۀ پولس به رومیان8\18) ، ( دوم قرنتیان، 12\9 و 10 ) مضامینی در این رابطه هست.
- فیض و رحمت الهی/ عدالت الهی:
بطور کلی در انجیل، بر فیض و رحمت عام و بیکران الهی بسیار تاًکید شده است: دشمنان خود را نیز محبت کنید و برای آنها دعای خیر بکنید تا " پدر خود را که در آسمان است فرزندان باشید. زیرا او آفتاب خود را بر بدان و نیکان می تاباند و باران خود را بر پارسایان و بدکاران می باراند..پس شما کامل باشید چنانکه پدر آسمانی شما کامل است" (متی، 5\ 44-48).
همچنین پطرس در کتاب اعمال رسولان بر این نکته تاًکید می کند که خداوند هم یهودیان و هم غیر یهودیان را می پذیرد و تفاوتی بین آنها قائل نیست . او عارف القلوب است و محض اینکه بداند ایمان دارند با بخشیدن روح القدس به آنها دلهایشان را طاهر می سازد..( 15\7-10).
خداوند در عین اینکه لطف و رحمت عام دارد، عدل خود را نیز در مورد بندگانش به کار خواهد برد:
" چه می توان گفت اگر خدا با اینکه می خواهد غضب خود را نشان دهد و قدرت خویش را نمایان سازد، ظروف مورد غضب را.. با بردباری بسیار تحمل کند، تا بتواند عظمت جلال خود را بر ظروف مورد رحمت معلوم گرداند، ظروفی که آنان را پیشاپیش برای جلال آماده کرده است؟ این ظروف مورد رحمت ما را نیز که از سوی او فراخوانده شده ایم، شامل می شود، نه تنها از یهودیان بلکه از غیر یهودیان نیز" ( رومیان، 9\ 24-25).
" ..روزی که در آن داوری عادلانۀ خدا آشکار خواهد شد. خدا به هر کس مطابق اعمالش سزا خواهد داد. او به کسانی که با پایداری در انجام اعمال نیکو در پی جلال و حرمت و بقایند حیات جاویدان خواهد بخشید؛ اما بر خودخواهان و منکران حقیقت و شرارت پیشگان، خشم و غضب خود را فرو خواهد ریخت. هر کس که مرتکب اعمال بد شود دچار رنج و عذاب خواهد شد.. همۀ کسانی که بدون شریعت گناه می کنند بدون شریعت نیز هلاک خواهند شد؛ و همۀ کسانی که زیر شریعت مرتکب گناه می شوند بنا بر موازین شریعت داوری خواهند شد " ( رومیان، 2\ 5-13).
- گذشتن از تمایلات:
"دنیا و آنچه را در آن است، دوست مدارید. اگر کسی دنیا را دوست بدارد، محبت پدر در او نیست. زیرا هر چه در دنیاست، یعنی هوای نفس، هوسهای چشم و غرور ناشی از مال و مقام، نه از پدر بلکه از دنیاست. دنیا و هوسهای آن گذراست، اما آن که خواست خدا را به جای آورد، تا ابد باقی می ماند " (اول یوحنا، 2\15-17).
"اگر برطبق نفس زندگی کنید، خواهید مرد؛ اما اگر به واسطۀ روح، اعمال گناه آلود بدن را بکشید، خواهید زیست. زیرا آنا که به وسیلۀ روح خدا هدایت می شوند، پسران خدایند " (رومیان، 8\ 12-15). در همین رساله در مورد آنان که از امیال نفسانی پاک شده و آمرزیده شده اند آمده است: " خوشا به حال آنان که خطاهایشان آمرزیده شد و گناهانشان پوشانیده گردید. خوشا به حال آنکه خداوند گناه وی را به حسابش نگذارد " (همان، 4 \7 و 8 ).
همچنین در ارتباط با اعتراف به گناهان ، صبر ، توکل نیز آیاتی دیده می شود:
" اگر بگوییم بی گناهیم، خود را فریب داده ایم و راستی در ما نیست. ولی اگر به گناهان خود اعتراف کنیم، او که امین و عادل است، گناهان ما را می آمرزد و از هر نادرستی پاکمان می سازد. اگر بگوییم گناه نکرده ایم، او را دروغگو جلوه می دهیم و کلام او در ما جایی ندارد" ( اول یوحنا، 1\8-10).
" هیچ کس پارسا نیست، حتی یک نفر. هیچ کس فهیم نیست،...هیچ بشری با به جا آوردن اعمال شریعت در نظر خدا پارسا شمرده نمی شود بلکه شریعت تنها گناه را به ما می شناساند" ( رومیان، 3\9-19).
" پس ای برادران تا آمدن خداوند صبر پیشه کنید. بنگرید چگونه دهقان انتظار می کشد تا زمین محصول پر ارزش خود را به بار آورد؛ چگونه صبر می کند تا بارانهای پاییزی و بهاری بر زمین ببارد. پس شما نیز صبور باشید و دل قوی دارید، زیرا آمدن خدا نزدیک است ...برادران، از پیامبرانی که به نام خداوند سخن می گفتند درس صبر در مصائب را فراگیرید. ما بردباران را خجسته می خوانیم. شما دربارۀ ایوب شنیده ایدۀ و می دانید که خداوند سرانجام با او چه کرد، زیرا خداوند به غایت مهربان و رحیم است " ( یعقوب، 5\ 7-11).
"خویشتن را زیر دست نیرومند خداوند فروتن سازید تا در زمان مناسب سرافرازتان سازد. همۀ نگرانیهای خود را به او بسپارید زیرا او به فکر شما هست " ( اول پطرس، 5\6-7).
درخاتمۀ همین رساله، دعایی آمده که اکثر مضامین قبل را که تا حدودی موارد آن ذکر شد را در بر می گیرد: " اگر کسی از شما در مشکل است دعا کند؛ اگر کسی شاد است، سرود بخواند. اگر کسی از شما بیمار است، مشایخ کلیسا را فراخواند و آنها برایش دعا کنند و به نام خداوند او را با روغن تدهین نمایند. دعای با ایمان، بیمار را شفا می بخشد و خداوند او را بر می خیزاند، و اگر گناهی کرده باشد، آمرزیده می شود. پس نزد یکدیگر به گناهان خود اعتراف کنید و برای یکدیگر دعا کنید تا شفا یابید. دعای مرد پارسا قدرت دارد و بسیار اثربخش است" ( یعقوب،5\13-16).
نتیجه گیری:
در نتیجۀ این تحقیق می توان گفت که در سبک شناسی دعا، دعا عنصری است که در همۀ ادیان مصادیق مشابهی دارد، به این معنا که معمولاً با سپاس و ستایش آغاز و به آن نیز ختم می شود.
در مسیحیت نیز چنین است: بیشترین عناصری که به نظر من در عهد جدید مورد توجه قرار گرفته است اول از همه ستایش و شکرگزاری الهی است که با خضوع و خشوع هر چه تمام تر انجام می شود
واینکه ایماندار در راه حق پذیرای تمام رنجهایی است که به هر شکلی بر او هجوم می آورند؛ همچنین در این راه از همۀ تمایلاتش می گذرد چرا که به فیض عام خداوند بطور کلی و رحمت خاصش نسبت به بندگان محبوبش شدیداً امیدوار است؛ نکتۀ مهم در این رابطه اینکه فرد مؤمن با یقین و با ایمان و اعتقاد کامل خواسته اش را با خداوند در میان می گذارد و اطمینان دارد که به آن دست خواهد یافت. همانطور که عیسی خود اینچنین تعلیم می دهد. در ارتباط با تثلیث هم، یافتۀ من این بود که خدای پدر خدای آسمانهاست که جریان امورش را در زمین به دست عیسی سپرده است. پس عیسی، خدای زمینی است؛ همذات با خدای پدر و شریک در هستی او. در عین حال به نوعی واسطه اما نه به آن معنا که در مورد رسالت دیگر پیامبران از شفاعت و واسطه گری شان در می یابیم. روح القدس نیز واسطه ایست که کار عیسی را در زمین تکمیل می کند؛ اما اینکه آیا خدایی واحد مورد خطاب دعاهاست یا نه موضوعی است که پژوهشی دقیق تر و کامل تر می طلبد و باید بطور جداگانه مورد بررسی قرار گیرد....
منابع:
ـ انجیل عیسی مسیح (ترجمه هزاره نو).لندن: انتشارات ایلام، چاپ نخست، 2005.
ـ اکمپیس، توماس. تشبه به مسیح. ترجمه سایه میثمی.ویراستار: مصطفی ملکیان. تهران:هرمس،1383.
ـ تیپیت، سمی. قدرت عظیم دعا. ترجمه میشل آقا مالیان.
فاطمه پارسازاده – دانشجوی کارشناسی ارشد ادیان و عرفان
دانشگاه کاشان
خرداد ۱۳۸۷